ساکنان اين منطقه تاريخي ، مردماني اند با فرهنگ و داراي آداب و رسومي جالب.
يکي از اين رسوم ، هوربابايي نام دارد که در شب نيمه ماه رمضان انجام مي گيرد. به اين ترتيب که کودکان و نوجوانان نوش آباد دسته دسته شده و به در منزل اهالي مي روند و با خواندن اشعاري عاميانه از صاحب خانه طلب هديه مي کنند. در گذشته ، معمولا بچه هاي هر محلي در يک گروه قرار مي گرفتند و به خانه اعيان نوش آباد مي رفتند و خوراکي هايي مثل آجيل دريافت مي کردند. اما امروزه تعداد دسته ها زياد است و به تمام خانه هاي محل مي روند.
رسم جالب ديگر نوش آبادي ها، مراسم کتل نام دارد. خانواده ها معمولا پيش از تولد نوزاد نذري مي کنند و اسب يا مادياني را با پارچه هاي زيبا و قاليچه تزيين مي کنند و کودکي را که نماد کودکان کاروان حسيني است روي آن مي نشانند. چند نوجوان هم به عنوان شاطر و با لباسهاي سبزرنگ کتل را حرکت مي دهند و با اشعاري آن را همراه مي کنند. 45 سال پيش هم شخصي به نام سيدعلي مستوري رسمي را از خراسان به اين منطقه آورد که کشته نام دارد. اين مراسم ، نماد شهيد عاشوراست.
پيکر مردي بر فراز تابوت طوري قرار مي گيرد که مانند جنازه اي بر سر نمايان شود و طبيعي به نظر برسد و آن را در جلوي هيات حمل مي کنند.
سقاخواني هم مراسمي است که در روز عيد غدير در محلات صورت مي گيرد و سقاخوان ، خبر نزديک شدن به ايام محرم را به گوش مردم مي رساند.
قاليبافي ، از صنايع رايج در نوش آباد است که وجود آن در طول ساليان دراز سبب شده که آداب و رسوم و باورهاي فرهنگي و معنوي نيز از رهگذر اين صنعت به انديشه و رفتار مردم اين ديار وارد شود. مثلا مردم در هنگام شروع بافت قالي جديد، همواره نگرانند که چه کسي براي اولين بار پس از بافت قالي ، قدم به خانه شان مي گذارد تا جايي که به دنبال فردي مي روند که به باور آنها قدم سبک دارد و از او مي خواهند تا دور دار قالي شده و چند ريشه اي ببافد تا از اين قدم او بهره مند شود. نوش آبادي ها براي روز چهارشنبه که به اعتقاد بعضي از آنها روز خلق جهنم است ، حرمت خاصي قائلند و در آن روز دست از کار مي کشند.علامه محمد زمان ، سيدعلي اکبر نوش آبادي ، شمس آبادي و محمدي شاعر از مشاهير نوش آباداند که بر غناي فرهنگي منطقه افزوده اند. ضرب المثل هاي: «فکر نان کن که خربزه آب است»، «بز کچل از سرچشمه آب مي خورد» و «مثل برج زهرمار است» ضرب المثل
هايي اند متعلق به ديار نوش آباد
.